آوای بلند سکوت

شعر و متن‌های سنگین

واژه‌هایی که از اعماق می‌آیند

تازه‌ترین سروده

«بی‌صدا فریاد زدم...
کوه‌ها لرزیدند، اما تو نشنیدی.»

حکایت سکوت

سکوت من پر از فریادهاییست
که روزی دنیا را تکان خواهند داد.

تاریخچه

سرفراز خاموش، روایتگر شب‌های بی‌ستاره.

آخرین پرواز

پر بگشا از قفس، ای مرغ شب‌های تار
تا که خورشید طلوعی دگر از افق دارد

مهتاب تلخ

ماه پشت ابر غم پنهان شد
و من در انتظار یک تبسم سنگی شدم

آواز باد

باد، نام تو را زمزمه می‌کند
اما من، در میان طوفان، تنها شده‌ام

پوچی مطلق

ما ایستاده‌ایم بر لبه‌ی هیچ‌انگاری... و آسمان فرو می‌ریزد ذره ذره.

نقاب سکوت

همه حقیقت را پشت نقاب خنده پنهان کرده‌اند. من نقاب را کندم... هیچکس نماند.

خاکستر کلمات

سوختم در آتش حرف‌های نگفته... و تو از دودش هراسان گریختی.

تماس با سرفراز خاموش